به گزارش شهرآرانیوز؛ اقتصاد ایران سالهاست که درگیر یک بیماری مزمن است: پولها به جای اینکه کارخانه بسازند، در بازارهای دلالی مانند دلار و سکه حبس میشوند. اما در اندیشه اقتصادی رهبر شهید، این وضعیت نه یک تقدیر ناگزیر که نتیجه وابستگی اقتصاد به نفت است.
دکتر وحید ارشدی، عضو هیئتعلمی دانشگاه فردوسی، در گفتوگو با شهرآرا نقشهراه رهبر شهید را برای عبور از این بنبست بازخوانی کرده است. ارشدی توضیح میدهد که چرا ایشان معتقد بودند برای رسیدن به یک اقتصادِ مستقل، باید اقتصاد درونزا با نگاه جهانی را جایگزین دلالی کنیم؛ راهکاری که برخلاف عادت برخی دولتها، تحریم را نه یک تهدید مطلق، بلکه بهترین زمان برای شکستن وابستگی نفتی میدیدند.
ارشدی با اشاره به مفهوم اقتصاد درونزا برونگرا در اندیشه رهبر شهید، تأکید کرد: ایشان معتقد بودند تولید باید بر بستر ظرفیتهای داخلی شکل بگیرد، اما استانداردهای آن جهانی باشد و تولیدات ما بتواند در بازارهای جهانی قدرت رقابت داشته باشد. در این مدل، دولت نه رقیب بخش خصوصی، بلکه بسترساز و تنظیمگر است؛ نهادی که باید امنیت سرمایهگذاری را برای ورود مردم به چرخه تولید تضمین کند.
این پژوهشگر اقتصاد اسلامی، عدم هدایت نقدینگی به بخشهای مولد را چالش اصلی اقتصاد ایران دانست و گفت: رهبر شهید انقلاب همواره بر این نکته پافشاری داشتند که منابع مالی جامعه نباید در سیاهچاله سفتهبازی، طلا و ارز بلعیده شود. فضای کسبوکار باید به شکلی جراحی شود که سرمایهگذار بهجای دلالی، جذب تولید شود و کارخانهدار با کابوس نقدینگی دستوپنجه نرم نکند.
ارشدی در تحلیل ساختاری تحریمها معتقد است: اقتصاد ما سالها در بستر رانت نفتی، دچار سستی شده است. تحریمها، عامل بیماری نیستند، بلکه بیماریهای مزمن و ساختاری ما را عیان کردهاند.
وی ادامه داد: دولت و ملتی که متکی به درآمدهای حاصل از منابع طبیعی مانند نفت و گاز باشند، احساس بینیازی میکنند. احساس بینیازی باعث هدررفتن منابع در سطح خرد و کلان میشود. در اقتصاد ایران، سود دلالی همیشه از تولید بیشتر بوده است. تزریق بیحساب دلارهای نفتی و بیماری هلندی از یکسو چنان جذابیتی برای واسطهگری ایجاد کرده که فرهنگ تولید را به حاشیه رانده و سرمایهها را از تولید فراری داده است. در چنین شرایطی رهبر شهید تأکید داشتند که اقتصاد کشور باید بهسمت حمایت از فعالیتهای مولد و تولیدی حرکت کند.
وی افزود: رهبر شهید، تحریم را فرصتی برای ریشهکنی وابستگی به نفت میدیدند. واقعیت تلخ، اما آموزنده این است که در دوران فشار، توانمندیهای واقعی کشور شکوفا شد و ثابت کرد که ظرفیت خودکفایی در ایران، فراتر از شعارهای سیاسی است.
ارشدی با اشاره به تأکید رهبر شهید مبنی بر حمایت از صادرات و توسعه تجارت با همسایگان، گفت: یکی از راهکارهای رهایی از اقتصاد نفتی، حمایت از توسعه تجارت و رشد صادرات است. این مسئله سبب میشود تا درآمدهای ارزی کشور متنوع شوه و اتکا به درآمدهای نفتی کاهش یابد. وی با بیان اینکه یکی از راههای رهایی اقتصاد از درآمدهای نفتی، توجه به مالیاتستانی و درآمدهای مالیاتی است، گفت: دولت میتواند با افزایش درآمدهای مالیاتی و بهویژه اخذ مالیات از فعالیتهای غیرمولد، سهم درآمدهای نفتی را در بودجه و اقتصاد کاهش دهد.
این استاد دانشگاه، صنایع دانشبنیان را رکن اصلی پیشرفت پایدار دانست و بیان کرد: در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، استقلال اقتصادی بدون حمایت از صنایع دانشبنیان محقق نمیشود. همین مسئله سبب شده بود تا ایشان بارها بر ضرورت حمایت از صنایع دانشبنیان در کشور تأکید کنند.
وی با بیان اینکه یکی از پرتکرارترین و ثابتترین محورها در سخنان رهبر شهید، رهایی از خامفروشی بود، گفت: ایشان معتقد بودند تا زمانی که منابع خامِ معدنی و نفتی را صادر میکنیم و در مقابل، کالایِ نهایی را گران میخریم، زنجیره ارزش در اقتصاد ما ناقص میماند. ایشان بهدرستی تشخیص داده بودند که ما باید از مرحله استخراج، بهسمت فراوری و ایجاد ارزشافزوده بیشتر حرکت کنیم. در اندیشه ایشان تکمیل زنجیره ارزش، همان جایی است که دانشبنیانها باید وارد میدان شوند و با ایجاد ارزشافزوده، بهجای فروش ماده خام، صادرات کالای دانشمحور را جایگزین کنند.
ارشدی تأکید کرد: پیشرفت واقعی در خلأ اتفاق نمیافتد. هدف نهایی اندیشه اقتصادی رهبر شهید، رسیدن به جامعهای است که در آن تمام نهادها، از بانکها گرفته تا بوروکراسی دولتی، به جای سنگاندازی، در خدمت بخش مولد باشند. این همان نقطه عزیمت بهسوی تمدن تولیدمحور است.